تبليغاتX
وبلاگ رسمی حمید جعفرصالحی
شب ترس
با عرض سلام و خوش آمدگویی به شما عزیزان که وارد وبلاگ حمید جعفرصالحی شدید.

دو آهنگ به نام (وقتی کسی رو دوست داری) و (یادته ) در دست تولید دارم که ترانه و آهنگسازی از خودم بوده و تنظیم هم از آقایان فرزاد شجاعی و بنیامین ولی نژاد و امیدوارم از اهنگ ها لذت ببرید.

برای دانلود آهنگ ها لطفا به سایت www.musicsalehi.com (وب سایت رسمی حمید جعفرصالحی) مراجعه کنید.

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

نایت اسکین

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 17:44  توسط حمید | 
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به  او گفت : 
-  می  خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید :   

-   نام دختر چیست ؟   مرد جوان گفت :

-   نامش سامانتا است و  در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید  و گفت :

-  من متاسفم به جهت  این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج  کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی  به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را  آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با  ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت :

-  مادر من می خواهم  ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او  خواهر توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش لبخند زد و گفت :   

-  نگران نباش پسرم .  تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی .  چون تو پسر او نیستی . . . !

نایت اسکین

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 20:20  توسط حمید | 

بوسه ی شیرین | www.sweetkiss.mihanblog.com | وبگاه عاشقان

دیشب ساز در دست کنار قاب عکس تو روی ایوون خونه نشسته بودم. درد هایم را با سازم نجوا می‌کردم و صدای سازم تمام اطرافم را پر غم می کرد. آرام و بی صدا می‌سوختم و احتیاج دست‌هایم را در نبودن دست‌های تو با قاب عکست بر طرف می‌کردم.

آرام اشک‌هایی که از چشمانم به روی گونه های تو می‌چکید را با نوازش پاک می‌کردم، موهای لطیفت را آرام و عاشقانه نوازش می‌کردم و از عطر نفست به جای هوا برای زنده ماندن استفاده می‌کردم.

اما چه سود؟ مرا در این رویای شبانه فقط قاب عکس تو یاری می‌کرد .

جای خودت همچون همیشه خالی بود. این بار دیگر به صدا آمدم، بلند بلند در غم نبودن تو می‌خواندم و می‌گریستم. سازم صدایش از من غمناک تر شده بود و با من هم نوایی می‌کرد.

آسمان گویا از من هم دلش بیشتر گرفته بود، برق چشمانش تمام اطرافم را برای چند لحظه روشن کرد ابتدا آرام و بعد بهاری تر از ابر بهار و اشکبار تر از چشمان اشکبار من، سیر گریست. آنقدر گریست که من دیگر اشک چشمان خودم را بر روی گونه‌های عکس تو گم کردم.

ولی همچنان با دست‌هایم گونه هایت را نوازش می‌کردم و اشک‌ها را از روی آن پاک می‌کردم. موهایت دیگر زیر رگبار اشک کاملا خیس شده بود

 ولی بازهم ؛

من بودم و سازم بود و
آسـمـان و قـاب عـکس
و رویـای بـا تـو بـودن...!

نایت اسکین

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 20:19  توسط حمید | 

 همش تقصیر این دلمه ، چه کنم...؟

اگه هر جور بشکنم تقصیر دل خودم بوده ، اینو خوب میدونم

من از خدا خواسته بودم بمونی کنارم ، لیاقتم حتما نبود خدا برس بدادم

اگه هر جور بشکنم هیچی دم نمیزنم           تقصیر هیچ کسی نشد باعث اصلی خودمم

 اگه تا آخر عمر با حسرتام من بشکنم          باز هم میگم من عاشقم علت اصلی خودمم

    پشت دیوار دلم منم که گریه میکنم          تقصیر تو هیچوقت نبود عاشق اصلی خودمم

تو که تنها نمی مونی ، من تنها رو باش...!          توی این سکوت مبهم من تنها رو صدا کن         

قول میدم دلم که تنگ شد ایندفعه واست بمیرم          که شاید خدا بخواد و اونجا دستاتو بگیرم            

لحظه هام رو می شمارم تا که مرگم رو ببینم            آخه شنیدم تو قیامت میتونم تو رو ببینم            

    

تا زنده ام برای توست و تا برای تو هستم ، منتظر تو  خواهم ماند...

اگر نظر بديد خوشحال ميشم.

این ترانه رو تقدیم میکنم به خواهراي گلم (م.ح.پ) و امیدوارم بپسندند.

خداحافظ
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

 

حیف که نمیتونم پا به پات بیام و حالا که با من نمیمونی خداحافظ ...

 

نایت اسکین

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 20:16  توسط حمید | 

خداحافظ عشق من شعری از استاد عزیزم سلطان احساس مجید خراط ها

بي وفا عشق من
به خدا اشک من
مي مونه رو گونه م
تا بيايي پيش من
رفتي و بعد تو
چه زجري کشيدم
هنوز تار موت و
به دنيا نمي دم
تو رو به خاطراتمون
تو منو بي خبر نذار
تو رو به اشکمون قسم
منو چشم به در نذار
باشه ميرم از پيشت
خداحافظ عشق من
ببخش روي نامه هام
باز چکيده اشک من
دل موندني نبود
خداحافظ عشق من
حالا که نموندي
بگو از من چي ديدي
چه ساده نشستي
چه ساده پريدي
بغضمو وقت جدايي
هي نگه داشتم به سختي
حتي واسه دلخوشيم هم
دسته گل ندادي رفتي
پس بذار روي ماهتو
دم آخر نگاه کنم
سخته با خاطراتمون
با دل خون وداع کنم
وقت رفتنت نبود
خداحافظ عشق من
دلت ميشکنه يه روز
مي دوني قدر اشک من
سخته گفتنش ولي
خداحافظ عشق من

نایت اسکین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 20:15  توسط حمید |